خط ویژه: 88507816 (21)98+

روزهای کاری از ساعت 9 الی 16

 

 

سه شنبه - ۱۲ مرداد - ۱۴۰۰
ساعت :

یکشنبه, 20 خرداد 777 11:40

دعاوی مالیاتی

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 


دعاوی مالیاتی

 

مالیات:

از آنجایی که دولت ابزار و امکاناتی را فراهم کرده است که افراد جامعه درآمد یا سود کسب کنند، بخشی از درآمد های افراد جامعه و بخشی از سود فعالیت های اقتصادی به دولت تعلق می گیرد.
مالیات ها به دو دسته مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می شود.


مالیات های مستقیم :

این نوع مالیات ، به صورت مستقیم از درآمد یا دارایی افراد حقیقی و حقوقی اخذ می شود.


مالیات غیر مستقیم:

این نوع مالیات به صورت غیر مستقیم از طریق مصرف کالاها و فعالیت ها اخذ می شود.

 

مالیات بر درآمد

- مالیات بر درآمد املاک
- مالیات بر درآمد حقوق
- مالیات بر درآمد مشاغل
- مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی
- مالیات بر درآمد اتفاقی


مالیات بر دارایی

- مالیات بر ارث
- حق تمبر

 


مالیات بر ارزش افزوده

مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات بر مصرف است که در زنجیره واردات، تولید و توزیع بر حسب درصدی از ارزش کالا و خدمات مشمول دریافت می‌شود. این مالیات نخستین بار توسط فون زیمنس در سال ۱۹۵۱ به منظور فائق آمدن بر مسائل مالی کشور آلمان طرح ریزی گردید، لیکن به رغم علاقه و تمایل شدید کشورهایی نظیر آرژانتین و فرانسه در خصوص آگاهی از چگونگی ساختار آن، این مالیات بطور رسمی تا سال ۱۹۵۴ به مرحله اجرا در نیامد. از سال ۱۹۵۴به بعد، برزیل، فرانسه، دانمارک و آلمان در زمره نخستین کشورهایی بودند که این مالیات را در نظام مالیاتی کشور خود معرفی نمودند. کره جنوبی نخستین کشور آسیایی است که درسال ۱۹۷۷ با کمک صندوق بین‌المللی پول توانست این مالیات را در نظام مالیاتی خود پیاده نماید و بدنبال آن کشورهای ترکیه، پاکستان، بنگلادش و لبنان نیز اقدام به اجرای این مالیات نمودند. هم اکنون بیش از ۱۴۰ کشور جهان از سیستم مالیات بر ارزش افزوده بهره‌مند هستند.


هیأت حل اختلاف مالیاتی

هر هیأت حل اختلاف مالیاتی از سه نفر به شرح ذیل تشکیل خواهد شد: یک نفر نماینده‌ی سازمان امور مالیاتی کشور، یک نفر قاضی اعم از شاغل یا بازنشسته، در صورتی که قاضی بازنشسته واجد شرایطی در شهرستانها یا مراکز استانها وجود نداشته باشد، بنا به درخواست سازمان امور مالیاتی کشور، رئیس قوه قضاییه یک نفر قاضی شاغل را برای عضویت هیأت معرفی خواهد نمود، یک نفر هم نماینده از اطاق بازرگانی و منابع و معادن یا اتاق تعاون یا جامعه حسابداران رسمی یا مجامع حرفهای یا تشکلهای صنفی یا شورای اسلامی شهر به انتخاب مؤدی که برگ تشخیص مالیات ابلاغ قانونی شده باشد و یا هم زمان با تصمیم اعتراض به برگ تشخیص در مهلت قانونی مؤدی انتخاب خود را ننماید. سازمان امور مالیاتی با توجه به نوع فعالیت مؤدی یا موضوع مالیات مورد رسیدگی از بین نمایندگان مزبور یک نفر را انتخاب خواهد کرد.


هیأت تجدید نظر حل اختلاف مالیاتی

آرای هیأتهای حل اختلاف مالیاتی بدوی قطعی و لازم الاجراست مگر این که ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ رأی براساس ماده ۲۰۳ این قانون و تبصره‌های آن به مؤدی از طرف مأموران مالیاتی مربوط یا مؤدیان مورد اعتراض کتبی قرار گیرد که در این صورت پرونده جهت رسیدگی به هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدیدنظر ارائه خواهد شد. رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدیدنظر قطعی و لازم‌الاجرا خواهد بود. بر این اساس، مؤدی مالیاتی مکلف است مقدار مالیاتی مورد قبول خود را پرداخت و نسبت به مازاد بر آن اعتراض خود را در مدت مقرر تسلیم کند و نمایندگان عضو هیأتهای حل اختلاف مالیاتی نباید قبلاً نسبت به موضوع مطروحه اظهارنظر داشته یا رأی داده باشند. در صورتی که رأی صادره هیأت بدوی از سوی یکی از طرفین مورد اعتراض تجدیدنظرخواهی قرار گرفته باشد در مرحله تجدیدنظر فقط به ادعای آن طرف رسیدگی و رأی صادر خواهد شد. همچنین آرای قطعی هیأتهای حل اختلاف مالیاتی به استثناء مواردی که رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی بدوی با عدم اعتراض مؤدی یا مأمور مالیاتی مربوط قطعیت مییابد برابر مقررات ماده ۲۵۱ این قانون قابل شکایت و رسیدگی در شورای عالی مالیاتی خواهد بود و نیز در مواردی که شکایت مؤدیان مالیاتی از آرای هیأتهای بدوی از طرف هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدیدنظر رد شود و همچنین شکایت از آرای هیأتهای تجدیدنظر از طرف شعب شورای عالی مالیاتی مردود اعلام شود، برای هر مرحله معادل یک درصد تفاوت مالیات موضوع رأی مورد شکایت و مالیات ابزاری مؤدی در اظهارنامه تسلیمی، هزینه رسیدگی تعلق میگیرد که مؤدی مکلف به پرداخت آن خواهد بود.


هیأت سه نفره منتخب وزیر امور اقتصادی و دارایی

این مرجع به عنوان یکی از طرق فوق العاده رسیدگی به شکایات از مالیات‌های غیر مستقیم و نیز مالیاتهای قطعی موضوع قانون مالیات‌های مستقیم که در مرجع دیگری قابل طرح نباشد (مانند مواردی که به علت انقضای مهلت‌های اعتراض قابل طرح در مرجع دیگری نیست) است که طی آن به شکایت مودی دایر بر غیر عادلانه بودن مالیات که مستنداً به مدارک و دلایل کافی است، رسیدگی می‌شود و طی آن وزیرامور اقتصادی و دارایی می‌تواند پرونده امر را به هیأتی مرکب از سه نفر به انتخاب خود جهت رسیدگی ارجاع نماید. رأی هیأت به اکثریت آرا قطعی و لازم الاجرا می‌باشد؛ همچنین با توجه به شبه قضایی بودن این هیأت آرای آن نیز قابل شکایت در دیوان عدالت اداری میباشد.


شورای عالی مالیاتی

شورای عالی مالیاتی به عنوان مرجع عالی که دارای وظایف مهمی می باشد، تلقی میگردد و در برخی موارد به عنوان بازوی مشورتی رئیس کل سازمان امور مالیاتی یا وزیر امور اقتصادی و دارایی به شمار می آید. شورای عالی مالیاتی مرکب از ۲۵ نفر عضو که از بین اشخاص صاحب نظر، مطلع و مجرب در امور حقوقی، اقتصادی، مالی، حسابداری و حسابرسی که حداقل دارای مدرک تحصیلی کارشناسی باشند به پیشنهاد رئیس کل سازمان امور مالیاتی و حکم وزیر امور اقتصادی و دارایی منصوب میگردند. دوره عضویت اعضا سه سال میباشد و در این مدت قابل تغییر نیستند. یکی از وظایف شورای عالی مالیاتی، رسیدگی به اعتراضات مؤدی و اداره امور مالیاتی نسبت به آرای قطعی هیأتهای حل اختلاف مالیاتی(به استثنای مواردی که رای هیات حل اختلاف مالیاتی بدوی با عدم اعتراض مودی یا مامور مالیاتی مربوط قطعیت یافته) است.

در این مورد شورای عالی مالیاتی دارای هشت شعبه میباشد و هر شعبه مرکب از سه عضو خواهد بود. رسیدگی در شورای عالی مالیاتی به صورت شکلی میباشد و در صورت نقض رأی هیأت حل اختلاف به هیأت دیگری ارجاع خواهد شد که هیأت مذکور مکلف است طبق نظریه شورا عمل نماید.


دیوان عدالت اداری

دیوان‌ عدالت اداری، مرجع شکایت از آرای قطعی صادره از کلیه مراجع حل‌اختلاف مالیاتی می‌باشد؛ بنابراین عالی‌ترین مرجع شکلی حل‌اختلاف مالیاتی نیز شمرده می‌شود. همچنین بند قانونی فوق الذکر تصریح دارد که شکایت از آرای مراجع مندرج در آن و مراجع مشابه، تنها می‌بایست از حیث نقض قوانین و مقررات یا مخالفت با آن‌ها باشد؛ بنابراین در این‌جا رسیدگی دیوان منحصراً جنبه شکلی دارد؛ به این معنی که اگر شعبه دیوان عدالت اداری رأی قطعی مراجع حل اختلاف مالیاتی را مطابق با قانون تشخیص نداده و فسخ نماید، رسیدگی مجدد را به هیأت دیگر یا شعبه دیگری محول می‌نماید؛ مگر این که با فسخ رأی مورد شکایت دیگر موضوعی برای رسیدگی باقی نماند و در هر صورت خود وارد رسیدگی در اصل موضوع نمی‌شود.رای دیوان عدالت اداری مگر در موارد خاص قطعی است.

همچنین در مواردی که اجرای تصمیمات و اقدامات مراجع ذیربط مالیاتی (از جمله واحد اجرا) بنا به اعلام خواهان ضمن دادخواست تقدیمی یا پس از آن موجب ورود خسارت گردد، در صورت احراز موضوع، شعبه رسیدگی‌کننده به اصل دعوا می‌تواند دستور موقت مبنی بر توقیف عملیات اجرایی تا تعیین تکلیف قطعی شکایت صادر نماید.

در پایان این نکته حائز اهمیت است که در صورتیکه مودیان محترم مالیاتی و صاحبان کسب و به قوانین مالیاتی آگاهی کافی داشته باشند مالیات خود را عادلانه و منصفانه پرداخت خواهند کرد . متاسفانه اکثر مالیاتها و جرائم مربوطه که توسط صاحبان محترم کسب و کار و با نارضایتی پرداخت می شود عمدتا بدلیل عدم آگاهی نسبت به قوانین و مسایل ساده مالیاتی ، بصورت غیر منصفانه و غیر عادلانه پرداخت می شود



مراجع حل اختلاف مالیاتی:

میزان مالیات ، امکان تعدیل مالیات و عملکرد دستگاه مالیاتی و مامورین آن قابل اعتراض برای مودیان مالیاتی می باشد.
سازمان امور مالیاتی، بر اساس مدارک و مستندات موجود، اطلاعات مربوط به فعالیت های مالی و درآمدهای شخص طی یک سال را در برگ تشخیص مالیات تنظیم می کند. مودی پس از ابلاغ برگ تشخیص، 30 روز مهلت دارد که به مندرجات برگ تشخیص اعتراض نماید.



پس از صدور برگ تشخیص مالیاتی یکی از سه حالت زیر متصور است:

1-مودی ظرف 30 روز کتبا قبولی خود را اعلام می کند یا مبلغ درج شده در برگ تشخیص را پرداخت کند یا اختلاف خود را با اداره مالیاتی حل کند ، مالیات مندرج در برگ تشخیص قطعی خواهد شد.
2-در صورتی که مودی ظرف 30 روز از ابلاغ برگ تشخیص به اداره مالیاتی مراجعه نکند و اعتراضی هم به اداره مالیاتی تسلیم ننماید  ، مالیات مندرج در برگ تشخیص قطعی خواهد بود.
3-در صورتی که مودی ظرف 30 روز از ابلاغ برگ تشخیص به اداره مالیاتی مراجعه کرده و اعتراض خود را کتبا تسلیم نموده باشد ولی توافقی حاصل نشده باشد ،مودی به عنوان معترض شناخته می شود.

در ابتدا، مودی می تواند اعتراض خود را از طریق اداره مالیاتی پیگیری نماید و در صورت رد اعتراض، برگ قطعی مالیات صادر می شود و یا در صورت وجود اسناد و مدارک، تعدیل صورت می گیرد. برگ قطعی پس از برگ تشخیص توسط واحد خدمات مالیاتی تنظیم می گردد. برگ قطعی در واقع امکان اعتراض از طریق مراجع اداری را غیر ممکن می سازد.

در صورت عدم حصول توافق، پرونده مالیاتی مودی به هیات حل اختلاف ارجاع می شود. در صورتی که مودی یا اداره مالیاتی ظرف 20 روز به رای هیات حل اختلاف بدوی اعتراض ننماید، رای این هیات قطعی است. در صورت اعتراض، پرونده به هیات حل اختلاف مالیاتی تجدیدنظر ارجاع خواهد شد. مودی موظف است مقدار مالیاتی را که قبول دارد بپردازد و نسبت به مازاد آن اعتراض نماید.

به دلیل آن که رسیدگی در دستگاه قضایی، موجب اطاله دادرسی می شود هیات حل اختلاف به دلیل تخصصی که در امور مالیاتی دارد می تواند جایگزین خوبی برای محاکم قضایی باشد.

در صورتی که مودی، ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ برگ قطعی مالیات، به پرداخت مالیات مندرج در برگ قطعی اقدام نماید، از 40 درصد معافیت جرایم مالیاتی برخوردار خواهد شد.

در صورت اعتراض به آراء صادره از هیات حل اختلاف تجدید نظر (به استثناء قانون مالیات بر ارزش افزوده) ،مرجع رسیدگی به اعتراضات مودی یا اداره مالیاتی شورای عالی مالیاتی می باشد و پس از آن مودی می توانند نسبت به اراء صادره در دیوان عدالت اداری اعتراض کنند.

 



امور و دعاوی مالیاتی – حل اختلاف مالیاتی – چگونگی حل اختلاف مالیات درون سازمان؟


حل اختلاف مالیاتی متأثر از روش سنتی با رویه های متفاوت و زیر نظر مراجع پیش بینی شده از زمان رسیدگی تا قطعیت به شرح ذیل صورت می پذیرد:


۱-  فرصت رسیدگی و مطالبه و ابلاغ، در صورت تسلیم اظهارنامه ، ترازنامه و صورت سود وزیان یا حساب درآمد و هزینه ، یک سال و سه ماه و درغیر این صورت پنج سال و سه ماه تعیین شده است .
۲-  بعد از ابلاغ واقعی و یا قانونی اوراق مالیاتی ، مؤدی ظرف مدت ۳۰ روز حق اعتراض دارد . قابل ذکر اینکه هرگاه ابلاغ قانونی باشد و مؤدی کتباً اعتراض ننماید در حکم معترض شناخته خواهد شد .
3- در اجرای ماده ۲۳۸ و ۲۳۹ قانون مالیاتهای مستقیم، رییس اداره امور مالیاتی مکلف است پس از ثبت اعتراض یا درخواست مؤدی ظرف مهلت ۳۰روز از تاریخ مراجعه، به موضوع رسیدگی ونسبت به مندرجات برگ تشخیص نفیاً یا اثباتاً مراتب را مستدلاً در ظهر برگ تشخیص منعکس ودر صورت عدم قبول مؤدی، پرونده امر را برای رسیدگی به هیأت حل اختلاف مالیاتی ارجاع نماید .
4- در اجرای تبصره ۲ ماده ۱۹۰ قانون مذکور فاصله تاریخ وصول اعتراض مؤدی نسبت به برگ تشخیص مالیات تا تاریخ قطعی شدن مالیات از یک سال نباید تجاوز نماید، در غیر این صورت جریمه ۵/۲ درصد موضوع این ماده نسبت به مدت بیش از یک سال مذکور تا تاریخ ابلاغ برگ قطعی مالیات، قابل مطالبه از مؤدی نخواهد بود. به این ترتیب سازمان امور مالیاتی مکلف است ترتیباتی اتخاذ نماید که رسیدگی و قطعیت یافتن مالیات مؤدیان حداکثر تا یک سال پس از تاریخ تسلیم اعتراض آنان صورت پذیرد. این در حالی است که برخی از پرونده ها به دلیل فقد قانونی و راه های پیدا و پنهان بعضی فعالیت های اقتصادی برخلاف موازین قانونی بعضآً چندین سال بلا تکلیف است و حتی در برخی موارد اصلاً ارجاع نمی گردد .
5- با توجه به شیوه متداول و غیر مکتوب نحوه طرح پرونده در هیأت حل اختلاف مالیاتی با شیوه و سلایق مختلف سازمان امور مالیاتی، بنا به اختیار حاصله از تبصره ۲ ماده ۲۴۴ و ماده ۲۱۹ قانون مالیاتهای مستقیم به دلیل فقد پیش بینی و تعیین تکلیف نحوه دادرسی در هیأتهای حل اختلاف مالیاتی نسبت به تدوین “دستورالعمل دادرسی مالیاتی” و ابلاغ آن اقدام نموده است که در حال حاضر مراجع نظارتی و مدیریتی با بهره گیری از آن، نسبت به حل وفصل اختلافات مالیاتی اقدام می نمایند.

6- در این راستا پرونده امر در صورت عدم حل و فصل در مرحله رییس امور مالیاتی(ممیز کل مالیاتی) با صدور برگ دعوت عمدتاً توسط واحدهای مالیاتی جهت تعیین وقت به اداره امور هیأتهای حل اختلاف مالیاتی ارسال می گردد .
7- ادارات امور هیأتهای حل اختلاف مالیاتی با توجه به نوع مودی (اشخاص حقیقی /حقوقی ) ، نوع فعالیت ، منبع مالیاتی و با لحاظ بند ۳ ماده ۲۴۴ ق.م.م ( انتخاب یا عدم انتخاب مودی برای تعیین نماینده موضوع بند ۳ ماده ۲۴۴ ) نسبت به تعیین وقت رسیدگی اقدام و برگ دعوت را برای ابلاغ به واحد های مالیاتی اعاده می نماید.
8- پرونده دروقت جلسه رسیدگی با حضور هر ۳ عضو هیأت حل اختلاف مالیاتی در اجرای تبصره ۱ ماده ۲۴۴ ق.م.م مطرح و به صلاحدید هیأت مذکور پرونده ها به یکی از انحاء (تایید ، تعدیل ، قرار رسیدگی ، قرار تجدید دعوت ، قرار رفع نقص و رفع تعرض ) تصمیم گیر ی می شود . بخش عمده مشکلات سازمان امور مالیاتی در اجرای تبصره ۱ ماده ۲۴۴ ق.م.م به لحاظ عدم همکاری قضات بازنشسته و اشتغال قضات شاغل در ساعات اداری و النهایه عدم حضور ایشان در جلسه هیات و عدم رسمیت جلسه می باشد.
۹- در صورت عدم صدور رای هیات ، پرونده برا ی طرح مجدد در هیأت الزاماً باید مراحل قبلی را طی تا در جلسه بعدی مطرح گردد . (با توجه به ماده ۲۹۹ قانون آیین دادرسی مدنی تعریف منجزی از رای به عمل نیامده است . )
۱۰- بعد از صدور رای بدوی، رای موصوف قابلیت ابلاغ داشته و توسط واحد های مالیاتی ابلاغ می گردد .
۱۱- در صورت قبول رای یا عدم اعتراض به رای بدوی از ناحیه مؤدی یا مأموران مالیاتی، بعد از مهلت ۲۰ روز برگ قطعی آن صادر می گردد . هر گاه ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ رأی بر اساس ماده ۲۰۳ ق.م.م و تبصره های آن به مؤدی، از طرف مأمور مالیاتی مربوط یا مؤدی مالیاتی مورد اعتراض کتبی قرار گیرد، در این صورت پرونده جهت رسیدگی به هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر احاله خواهد شد. رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر قطعی و لازم الاجراء می باشد. رای اصداری به این نحو نیز به مؤدی ابلاغ می گردد.

برای سیر برخی از اوراق مربوط به اداره هیأتهای حل اختلاف مالیاتی ، مانند مهلت صدور برگ دعوت ، تعیین وقت ، تحویل پرونده به هیأت ، مهلت انشاء و صدور رای ، مهلت ابلاغ برگ دعوت و رای ، نحوه و مدت اجراء قرار رسیدگی و، قانونگذار از مراحل اقدامات مذکور زمان خاصی را تعریف ننموده، لذا سازمان امور مالیاتی در دستور العمل دادرسی مالیاتی با انطباق از آئین دادرسی قانون مدنی و سایر قوانین عام و حاکمیتی زمان های منطبق با قوانین را پیش بینی و ابلاغ نموده است که این نقص را مجلس شورای اسلامی می تواند با تصویب قانون مدون و جامع مشروعیت بخشد .
۱۲- علاوه بر مراحل فوق در اجرای ماده ۲۱۶ قانون مالیاتهای مستقیم ، رسیدگی به شکایات ناشی از اقدامات اجرایی راجع به مطالبات دولت از اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی که طبق مقررات اجرایی مالیاتها قابل مطالبه و وصول می باشد و یا در مورد مالیات های مستقیم در صورتی که شکایت حاکی از این باشد که وصول مالیات قبل از قطعیت ، به موقع اجرا گذارده شده است و یا در مورد مالیات های غیرمستقیم هرگاه شکایت اجرایی از این جهت باشد که مطالبة مالیات قانونی نیست ، مرجع رسیدگی به این شکایات، هیأت حل اختلاف مالیاتی خواهد بود. به شکایات مزبور به فوریت و خارج از نوبت رسیدگی و رأی صادر خواهد شد. رأی صادره قطعی و لازم الاجراء است .
۱۳- در صورت اعتراض به رای تجدید نظر به استثناء آراء مربوط به قانون مالیات بر ارزش افزوده ، مؤدی یا ادارة امور مالیاتی می توانند ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ رأی قطعی هیأت حل اختلاف مالیاتی ، به استناد عدم رعایت قوانین و مقررات موضوعه یا نقص رسیدگی ، با اعلام دلایل کافی به شورای عالی مالیاتی شکایت و نقض رأی و تجدید رسیدگی را در خواست کنند.
۱۴- در صورت صدور رأی توسط شورای عالی مالیاتی ، مؤدی می تواندنسبت به آن در دیوان عدالت اداری طرح شکایت نموده ونقض آن را بخواهد .
۱۵- بعد از دو مرحله اخیرالذکر در صورت نقض آراء صادره، پرونده در هیات موضوع ماده ۲۵۷ ق.م.م (همعرض) در راستای رای شورای عالی مالیاتی یا دیوان عدالت اداری مطرح می گردد. رایی که بدین ترتیب صادر می شود قطعی و لازم الاجرا خواهد بود .
۱۶- یک مرحله دیگر از رسیدگی به موجب ماده ۲۵۱ مکرر ق.م.م پیش بینی گردیده که در اصطلاح می توان به عنوان رسیدگی فوق العاده تلقی نمود . که هرگاه مالیات های قطعی موضوع این قانون و مالیات های غیر مستقیم که در مرجع دیگری قابل طرح نباشد و به ادعای غیرعادلانه بودن مالیات مستنداً به مدارک و دلایل کافی ازطرف مؤدی شکایت و تقاضای تجدید رسیدگی شود، وزیر امور اقتصادی و دارایی می تواند پروندة امر را به هیأتی مرکب از سه نفر به انتخاب خود جهت رسیدگی ارجاع نماید. رأی هیأت به اکثریت آرا قطعی و لازم الاجرا می باشد. حکم این ماده نسبت به عملکرد سنوات ۱۳۶۸ تا تاریخ تصویب این اصلاحیه نیز جاری خواهد بود. شایان ذکر اینکه این گونه آراء صادره نیز قابلیت طرح در دیوان عدالت اداری را دارا است و در صورت نقض ، اعمال مقررات ماده ۲۵۷ در مرحله ۲۵۱ مکرر را خواهد داشت .


با این وصف مراحل حل اختلاف مالیاتی را می توان به شرح ذیل دسته بندی نمود:


حل اختلاف مالیاتی درون سازمانی

الف ) حل اختلاف مالیاتی درون سازمانی (شش مرحله )


۱- حل اختلاف اداری : در اجرای ماده ۲۳۸ ق. م.م که اجرای آن با عنوان توافق با رئیس اداره امور مالیاتی (ممیزکل ) مصطلح شده است .
2- هیأت حل اختلاف مالیاتی بدوی : مرجع رسیدگی به هرگونه اختلاف مالیاتی در اجرای مواد ۱۷۰ و ۲۴۴ق.م.م هیأت حل اختلاف مالیاتی( بدوی )می باشد که آراء صادره آن قطعی است.
3- هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر : هر گاه بعد از ابلاغ آراء بدوی ، از طرف مأموران مالیاتی مربوط یا مؤدیان مورد اعتراض کتبی قرار گیرد . در این صورت پرونده با شرایط مندرج در ماده ۲۴۷ قانون م.م.م جهت رسیدگی به هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر احاله خواهد شد. رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر قطعی و لازم الاجراء می باشد.
4- هیأت موضوع ماده ۲۱۶ قانون مالیات های مستقیم : مرجع رسیدگی به شکایات ناشی از اقدامات اجرایی راجع به مطالبات دولت از اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی که طبق مقررات اجرایی مالیاتها قابل مطالبه و وصول می باشد و یا در مورد مالیات های مستقیم در صورتی که شکایت حاکی از این باشد که وصول مالیات قبل از قطعیّت ، به موقع اجرا گذارده شده است و یا در مورد مالیات های غیرمستقیم هرگاه شکایت اجرایی از این جهت باشد که مطالبة مالیات قانونی نیست ، مرجع رسیدگی به این شکایات هیأت حل اختلاف مالیاتی خواهد بود. به شکایات مزبور به فوریت و خارج از نوبت رسیدگی و رأی صادر خواهد شد. رأی صادره قطعی و لازم الاجراء است .
5- شورای عالی مالیاتی : مرجع رسیدگی به اعتراض مؤدی یا اداره امور مالیاتی از آراء قطعی هیأتهای حل اختلاف مالیاتی ( آراء تجدید نظر ) به استثناء آراء مربوط به قانون مالیات بر ارزش افزوده ، از تاریخ ابلاغ آراء هیأتها ظرف مدت یک ماه در اجرای ماده ۲۵۱ ق.م.م شورای عالی مالیاتی است .
6- هیأت موضوع ماده ۲۵۷ ( هم عرض ) : مرجع رسیدگی به آرایی که از طرف شعب شورای عالی مالیاتی یا دیوان عدالت اداری نقض می گردد .در اجرای ماده ۲۵۷ ق.م.م هیأت حل اختلاف مالیاتی همین ماده یا هیأت هم عرض می باشد

 

خواندن 298 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 01 آبان 1398 10:15
محتوای بیشتر در این بخش: « دعاوی کارگری ثبت شرکت »

موسسه عدالت آیین فــرتاک

ما در موسسـه حقوقــی و داوری عدالت آیین فــرتاک برآنیم تا با بهره منــدی از وکیل تخصصـی در هر زمینه، همــوطنان عزیز را در کلیه
امور حقوقــی و قــراردادهای تجاری یاری رسانیــم.

سیاست حریم شخصی

ارتباط با ما

آدرس: تهران، خیابان خرمشهر، بین خیابان عربعلی و عشقیار، پلاک 87، واحد 1

تلفن: 88507816 (21)98+

تلفن: 6611227 (772)44+

واتس اپ: 09352525995

اینستاگرام: Simorghparvas

ایمیل: info [at] fartaklaw [dot] com